السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

109

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

نكتهء پايانى در پايان بحث از مقوله جوهر بايد به اين نكته توجه داشت كه يكى از خواص جوهر اين است كه تضاد ، در آن راه ندارد ، زيرا يكى از شرايط تضاد اين است كه بايد موضوعى در كار باشد كه دو ضد بر آن ورود كند و مىدانيم كه جوهر ، موضوع ندارد ، و خود استقلال دارد . فصل نهم : مقوله كمّ و خواص و تقسيمات آن كم عرضى است كه ذاتاً تقسيم وهمى را مىپذيرد - البته تقسيم وهمى ، و اما تقسيم خارجى هر چند در كم جريان دارد ليكن ذاتاً و مستقيم نبوده با وساطت مادهء جسم است . از طرفى با تجزيه و تقسيم خارجى ، كم هم بتبع جسم تجزيه شده جسم كه ذرّه ذرّه شد كم و مقدار آن هم همينطور و بدينوسيله به سوى فنا و عدم پيش مىرود . كم را بالذات به متصل و منفصل تقسيم كرده‌اند : كم متصل ، كمى است كه بتوان در آن اجزائى فرض كرد كه ميانشان حد مشتركى باشد . حد مشترك آن است كه اگر بخواهيم آن‌را ابتداى يكى از دو جزء حساب كنيم امكان دارد كه همان ابتداى جزء ديگر هم حساب شود ، و اگر انتهاى يكى حسابش كنيم مىتوانيم انتهاى ديگرى هم حسابش كنيم ؛ يعنى لزوم ندارد كه ابتداى يا انتهاى يك طرف مخصوص اعتبار شود . مانند نقطه كه حد مشترك دو جزء يك خط محسوب مىشود ، و خط كه حد مشترك دو جزء يك سطح حساب مىشود ، و سطح در قياس با دو جزء جسم تعليمى ( مقدار شكل هندسى جسم ) . و لحظه در قياس با دو جزء زمان هم همين طور . ولى كم منفصل بر خلاف اين است ؛ يعنى حد مشتركى ندارد مثل اعداد ، مثلًا مفهوم عدد پنج را ببينيد ، اگر بخواهيم اجزائى برايش فرض كنيم بايد مثلًا به دو جزء 3 و 2 تقسيمش كنيم ، آن وقت حد مشتركشان كجاست ؟ ! آنها دو مفهوم مستقل هستند .